اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
339
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
غيركم ( از ديگران است ) و بر ديگرى : الوعد ( وعده ) نوشته بود . پس هر گاه اراده كارى ميكردند ، به همان تيرها قرعه مىزدند و بهر چه بيرون مىآمد عمل ميكردند بىآنكه از آن تعدى و تجاوز نمايند ، و براى تيرها امينهايى داشتند كه بجز آنان اعتماد نمىكردند . عرب هر گاه زمستان مىرسيد و قحطى پديد مىآمد و شير شتران كم مىشد ميسر را كه ازلام باشد به كار ميبردند و بدان قمار مىزدند و چوبه هاى تير را كه ده تا بود و هفتتاى آنها را سهمهايى مىرسيد و سه تا بدون سهم بودند بهم مىآميختند . هفت چوبى كه سهم ميبرد به اول آنها » فذ « گفته مىشد كه يك سهم داشت » و توأم « را دو سهم و » رقيب « را سه سهم و » حلس « را چهار سهم و » نافس « را پنج سهم و » مسبل « را شش سهم و » معلى « را هفت سهم بود ، و سه تاى بىسهم بىنشان كه نامى روى آن نبود » منيح « و » سفيح « و » وغد « گفته ميشد [ 1 ] . پس شترى بهر قيمتى كه باشد خريده مىشد بىآنكه بهاى آن پرداخته شود ، سپس قصابى را مىخواستند تا آن را بده سهم قسمت مىكرد و آنگاه كه شتر بده قسمت مساوى بخش ميشد ، قصاب اجزاى آن يعنى سر و پاها را برمىداشت و ده چوبه تير را مىآوردند و جوانان طايفه فراهم ميشدند و هر دسته اى فراخور حال و دارايى و به اندازه توانايى خود تيرى برميگرفت ، دسته اول » فذ « را ميگرفت كه داراى يك سهم از ده سهم بود ، پس هر گاه براى او يك سهم بيرون آمد ، يك قسمت از شتر را ميبرد و اگر بنام او بيرون نمىآمد ، بهاى يك قسمت شتر را ميپرداخت ، دومى » توأم « را
--> [ 1 ] ابن حاجب عثمان بن عمر بن ابى بكر مالكى نحوى اصولى نويسنده كافيه و شافيه و مختصر الاصول در نامهاى قداح ميسر سه بيت گفته است : هى فذ و توأم و رقيب ثم حلس و نافس ثم مسبل و المعلى و الوغد ثم سفيح و منيح و ذى الثلاثة تهمل و لكل مما عداها نصيب مثله ان تعد اول اول ( الكنى و الالقاب ج 1 ص 245 ) .